امام روح الله
 
 

انقلاب اسلامی

اوایل بهمن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت به كشور منتشر شد در عین حال  هنوز دولت دست نشانده شاه سرپا و حكومت نظامی برقرار بود . اقدامات فراوانی از تهدید به انفجار هواپیما گرفته تا وقوع كودتای نظامی برای تعویق سفر ایشان صورت گرفت . اما امام خمینی (س) طی پیامهایی گفته بود می خواهد در این روزها در كنار مردمش باشد دولت بختیار با هماهنگی ژنرال هایزر فرودگاههای كشور را به روی پروازهای خارجی بست ولی پس از چند روز ناگزیر از پذیرفتن خواست ملت شد . سرانجام امام خمینی (س) بامداد 12 بهمن 1357 پس از 14 سال دوری از وطن وارد كشور شد . سیل جمعیت از فرودگاه به سوی بهشت زهرا مزار شهیدان انقلاب  روانه شد تا سخنان تاریخی امام را بشنود . در همین نطق بود كه امام خمینی (س) فرمود : « من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم .» 16 بهمن 57 امام خمینی (س)  آقای مهندس مهدی بازرگان را بعنوان رئیس دولت موقت انقلاب  تعیین نمود .این انتخاب با راهپیمائیهای گسترده در سراسر كشور حمایت شد .

سرنگونی نظام شاهنشاهی و پیروزی انقلاب اسلامی ( یوم الله 22 بهمن ) :

روز 19 بهمن 1357 پرسنل نیروی هوائی در ( مدرسه علوی تهران ) با امام خمینی (س) بیعت كردند ، بسیاری از سربازان و درجه داران ارتش با فتوای امام به صفوف ملت پیوستند . روز 20 بهمن همافران تهران دست به قیام زدند . كه مردم به حمایت از آنان وارد صحنه شدند . روز 21 بهمن پایگاههای پلیس و مراكز دولتی یكی پس از دیگری به دست مردم سقوط كردند . بختیار جلسه اضطراری شورای امنیت را تشكیل داد و فرمان اجرای كودتای طراحی شده از سوی هایزر را صادر كرد . سیل جمعیت به فرمان امام به خیابانها ریختند و حكومت نظامی عملاً لغو شد بدین ترتیب آخرین مقاومتهای رژیم شاه در هم شكسته شد و خورشید پیروزی انقلاب اسلامی در ایران طلوع كرد .

تشكیل حكومت اسلامی و جبهه گیری دول استعماری :

پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه صاحب نظران زلزله ای ویرانگر برای جهان غرب بود كه موجی از خیزشهای رهایی بخش را در كشورهای اسلامی و جهان سوم به حركت درآورد . انقلاب اسلامی ایران در زمانی كه مناطق مختلف جهان بین دو قدرت شرق و غرب تقسیم شده بود با شعار «نه شرقی ، نه غربی » به پیروزی رسید و برای نخستین بار در عصر حاضر دین را به عنوان عاملی حركت زا در پهنه مبارزات ملتها مطرح می ساخت . به همین جهت از صبحدم 22 بهمن 1357 خصومت با نظام نوپای اسلامی در پهنه ای گسترده آغاز شد . جبهه دشمنیها را آمریكا رهبری می كرد و دولت انگلیس و شوروی و برخی دول اروپائی دیگر ، به همراه تمامی رژیمهای وابسته به غرب در آن مشاركت فعال داشتند . امریكا درصدد بود با دامن زدن به اختلافات داخلی فرصت را برای سرنگونی نظام اسلامی فراهم سازد . ضعف دولت موقت آقای بازرگان كه اكثریت آنها را محافظه كاران ملی گرا تشكیل می دادند و روحیه مماشات آنها ، باعث شد تا گروهكهای ضد انقلاب با استفاده از كمكهای خارجی به سرعت سازماندهی شده و در گنبد و كردستان و دیگر مناطق دست به تشنج آفرینی بزنند . از سوی دیگر امریكا واروپا با كاهش چندین برابری نفت ، اقتصا د به ارث رسیده از رژیم شاه را كه كاملاً وابسته به درآمدهای نفتی بود ، دچار اختلال فراوان كردند .

 امام خمینی (س) با پذیرفتن استعفا ، فرصت را برای حاكمیت نیروهای انقلابی و كوتاه كردن دست محافظه كاران از دست نداد و این  حركت انقلابی دانشجویان را انقلابی بزرگتر از انقلاب  اول نامید

با وجود همه مشكلات ، امام خمینی (س) حاضر به مصالحه نشد و با تشكیل نهادهای انقلابی به ترمیم ضعف های دولت موقت وتضمین ادامه انقلاب پرداخت . مردم ایران نیز كه فداكارانه در صحنه انقلاب ایستاده بودند در رفراندم 12 فروردین 1358 ، با 2/98 درصد آراء به استقرار نظام جمهوری اسلامی جواب مثبت دادند و متعاقب آن انتخابات پیاپی برای تدوین و تصویب قانون اساسی و انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی برگزار گردید .

انقلاب دوم ، تسخیر لانه جاسوسی آمریكا در ایران

روز 13 آبان 1358 گروهی از دانشجویان به نام « دانشجویان مسلمان پیرو خط امام » به نشانه اعتراض به  ملاقات آقای بازرگان با برژینسكی مشاور امنیت ملی كاخ سفید در الجزایر،  سفارت آمریكا در تهران را اشغال كرده و جاسوسان آمریكایی را بازداشت كردند . سندهای بدست آمده از سفارت پرده از اسرار جاسوسی ها و دخالتهای بیشمار امریكا در ایران و دیگر كشورها برمی داشت . یك روز پس از این واقعه دولت موقت آقای بازرگان ، به امید اینكه امام خمینی (س) دانشجویان را برای تخلیه محل اشغال ، تحت فشار بگذارد ، استعفا داد . امام خمینی (س) با پذیرفتن استعفا ، فرصت را برای حاكمیت نیروهای انقلابی و كوتاه كردن دست محافظه كاران از دست نداد و این  حركت انقلابی دانشجویان را انقلابی بزرگتر از انقلاب  اول نامید .

پس از این ماجرا ، ایران اسلامی رسماً از سوی امریكا و اقمار آن تحریم و محاصره اقتصادی ، سیاسی شد . طرح عملیات آزاد كردن جاسوسان بازداشت شده كه در زمان ریاست جمهوری بنی صدر اتفاق افتاد با واقعه معجزه آسای صحرای طبس به شكست انجامید . ابوالحسن بنی صدر كه در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری ایران (5/11/ 1358 ) از رقبای خود پیشی گرفته بود . از آغاز بنا  را بر مخالفت با جناح خط امام و سازش و زد وبند های سیاسی با كشورهای قدرتمند گذاشت . در دوران ریاست جمهوری او خاك ایران بر اثر تجاوز نظامی گسترده عراق اشغال شد . عوامل وابسته به رئیس جمهور با استفاده از موقعیت بنی صدر به عنوان فرمانده كل قوا در كار دفاع كارشكنی می كردند .  سرانجام امام خمینی (س) طی حكمی كوتاه در 20 خرداد 1360 بنی صدر را از فرماندهی كل قوا عزل و متعاقب آن مجلس شورای اسلامی رأی به بی كفایتی وی داد . از این پس منافقین رسماً دست به اقدامات براندازی و فعالیتهای تروریستی زدند . حزب جمهوری اسلامی كه با همت بزرگانی مثل حضرات آقایان : خامنه ای ، دكتر بهشتی ، دكتر باهنر ، هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی و به منظور سازماندهی نیروهای مومن به راه امام و مقابله با تحریكات گروهكهای سیاسی ضد انقلاب تشكیل شده بود ، در رأس حملات تروریستی منافقین قرارداشت . در فاجعه 7 تیر ، دكتر بهشتی به همراه 71 تن از كارآمدترین عناصر نظامی اسلامی ( در مقر حزب جمهوری اسلامی ) و دو ماه بعد در 8 شهریور 1360 آقای محمد علی رجائی رئیس جمهورو حجت الاسلام  دكتر محمد جواد باهنر نخست وزیر بر اثر انفجار بمب  به شهادت رسیدند.

 تصمیم سریع و قاطع حضرت امام در انتخاب و نصب  افراد به جای شهیدانی كه از مدیریت نظام گرفته می شدند ، نقش بسیار مؤثری در سامان دادن  امور و مأیوس كردن دشمن داشت . حضرت امام از آغاز نهضت خویش بارها به مردم آموخته بود كه انقلاب اسلامی وابسته به اشخاص نیست ، حافظ انقلاب خدا و ایمان مردم خداجوست . اما نكته قابل تأمل آنكه در برابر همه فجایعی كه اتفاق افتاد امریكا و سازمانهای بین المللی نه تنها سكوت كردند بلكه به تروریست ها پناه و امكان ادامه حیات دادند و دقیقاً به همین دلیل بود كه امام خمینی (س) هیچگاه مبنای ارزیابی و مواضع خویش را داوری دولتهای بیگانه و سازمانهای بین المللی قرار نمی داد و معتقد بود كه این سازمانها جز ابزاری در اختیار سلطه گران بین المللی نیست .

منبع: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

 


ارسال شده در تاریخ : شنبه 14 / 4 / 1390برچسب:, :: 11:13 بعد از ظهر :: توسط : al

بارقه نور

مخالفت رژیم با اساس اسلام

اسرائیل، دشمن اسلام وایران

مفتخوار كیست؟

نصیحت و اخطار به شاه

شاه تحت تأثیر بهایی ها

ربط بین شاه و اسرائیل

 

سخنرانی امام در سیزده خرداد 1342 در حضور روحانیون ، طلاب، اهالی قم و زائران حرم حضرت معصومه علیها سلام

بسم الله الرحمن الرحیم

مخالفت رژیم با اساس اسلام

الان عصرعاشوراست... گاهی كه وقایع روز عاشورا را از نظر می گذرانم، این سؤال برایم پیش می آید كه اگر بنی امیه و دستگاه یزید بن معاویه ، تنها با حسین سرجنگ داشتند، آن رفتار وحشیانه و خلاف انسانی چه بود كه در روز عاشورا با زن های بی پناه و اطفال بیگناه مرتكب شدند؟ بچه خردسال چه تقصیر داشت؟ زن ها چه تقصیر داشتند؟ نظرم این است آنها با اساس سر و كار داشتند، بنی هاشم را نمی خواستند ، بنی امیه با بنی هاشم مخالفت داشتند، نمی خواستند شجره طیبه باشد. همین فكر در ایران[ وجود] داشت. اینها با بچه های شانزده- هفده ساله ما چه كار داشتند؟ سید شانزده- هفده ساله به شاه چه كرده بود؟ به دولت چه كرده بود؟ به دستگاه های سفاك چه كرده بود؟ لكن این فكر پیش می آید كه اینها با اساس مخالفند، با بچه مخالف نیستند. اینها نمی خواهند كه اساس موجود باشد؛ اینها نمی خواهند صغیر و كبیر ما موجود باشد.

اسرائیل، دشمن اسلام وایران

اسرائیل نمی خواهد در این مملكت دانشمند باشد، اسرائیل نمی خواهد در این مملكت قرآن باشد؛ اسرائیل نمی خواهد در این مملكت علمای دین باشند؛ اسرائیل نمی خواهد در این مملكت احكام اسلام باشد. اسرائیل به دعوت عمال سیاه خود، مدرسه (فیضیه قم و طالبیه تبریز) را كوبید. ما را می كوبند، شما ملت را می كوبند. می خواهد اقتصاد شما را قبضه كند؛ می خواهد زراعت و تجارت شما را از بین ببرد؛ می خواهد در این مملكت ، دارای ثروتی نباشد، ثروت ها را تصاحب كند به دست عمال خود. این چیزهایی كه مانع هستند، چیزهایی كه سد راه هستند، این سدها را می شكند؛ قرآن سد راه است، باید شكسته شود ؛ روحانیت سد راه است ، باید شكسته شود ؛ مدرسه فیضیه سد راه است، باید خراب شود ؛ طلاب علوم دینیه ممكن است بعدها سد راه بشوند، باید از پشت بام بیافتند، باید سر و دست آنها شكسته شود برای این كه اسرائیل به منافع خودش برسد؛ دولت ما به تبعیت اسرائیل به ما اهانت می كند.

مفتخوار كیست؟

شما آقایان قم، ملاحظه فرمودید آن روزی كه آن رفراندم غلط انجام گرفت، آن رفراندوم مفتضح انجام گرفت، آن رفراندومی كه چند هزار نفر بیشتر همراه نداشت، آن رفراندومی كه بر خلاف ملت ایران انجام گرفت، در كوچه های این قم، در مركز روحانیت، در جوار فاطمه معصومه راه انداختند اشخاص را؛ چند نفر از بچه ها و اراذل را راه انداختند؛ در اتومبیل ها نشاندند و در كوچه ها گرداندند؛ گفتند: مفتخوری تمام شد، پلو خوری تمام شد. آقایان! ملاحظه بفرمایید، این وضع مدرسه فیضیه را ملاحظه كنید، این حُجَرات را ملاحظه كنید، این اشخاصی كه لُباب عمرشان را در این حُجَرات می گذرانند، آن اشخاصی كه مواقع نشاطشان را در این حجرات می گذرانند، آن اشخاصی كه بیش از سی- چهل الی صد تومان در ماه ندارند، اینها مفتخورند؟ آن اشخاصی كه هزار میلیونشان، هزار میلیونشان یك قلم است، هزاران میلیونشان در جاهای دیگر است، اینها مفتخور، زیاد نیستند؟ ما مفتخوریم؟ مایی كه مرحوم آقای حاج شیخ عبدالكریم مان وقتی كه فوت می شود، آقازاده های آن[ مرحوم] همان شب چیز نداشتند، همان شب شام نداشتند[ گریه شدید حضار] ؛ ما مفتخوریم؟ مایی كه مرحوم آقای بروجردی مان، وقتی كه از دنیا می رود ششصد هزار تومان قرض می گذارد، ایشان مفتخورند؟ اما آنها كه بانك های دنیا را پر كرده اند، كاخ های عظیم را روی هم ساخته اند، و باز رها نمی كنند این ملت را، و باز دنبال این هستند كه سایر منافع این ملت را به جیب خودشان یا اسرائیل برسانند، اینها مفتخور نیستند؟ باید دنیا قضاوت كند، باید ملت قضاوت كند كه مفتخور كیست.

نصیحت و اخطار به شاه

آقا! من به شما نصیحت می كنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می كنم ؛ دست بردار از این كارها. آقا! اغفال دارند می كنند تو را . من میل ندارم كه یك روز اگر بخواهند تو بروی، همه شكر كنند. من یك قصه ای را برای شما نقل می كنم كه یپرمردهایتان، چهل ساله هایتان یادشان است، سی ساله ها هم یادشان است. سه دسته، سه مملكت اجنبی- به ما حمله كرد: شوروی، انگلستان، آمریكا به مملكت ایران حمله كردند؛ مملكت ایران را قبضه كردند؛ اموال مردم در معرض تلف بود، نوامیس مردم در معرض هتك بود، لكن خدا می داند كه مردم شاد بودند برای این كه پهلوی رفت. من نمی خواهم تو اینطور باشی؛ نكن. من میل ندارم تو اینطور بشوی، نكن! اینقدر با ملت بازی نكن! اینقدر با روحانیت مخالفت نكن. اگر راست می گویند كه شما مخالفید، بد فكرمی كنید. اگر دیكته می دهند دستت و می گویند بخوان، در اطرافش فكر كن؛ چرا بیخود ، بدون فكر، این حرفها را می زنی؟ آیا روحانیت اسلام، آیا روحانیون اسلام، اینها حیوانات نجس هستند؟ در نظر ملت، اینها حیوان نجس هستند كه تو می گویی؟ اگر اینها حیوان نجس هستند پس چرا این ملت دست آنها را می بوسد؟ دست حیوان نجس را می بوسد؟ چرا تبرك به آبی كه او می خورد، می كنند؟ حیوان نجس را این كار می كنند؟! آقا ما حیوان نجس هستیم؟ [ گریه شدید حضار] خدا كند كه مرادت این نباشد؛ خدا كند كه مرادت از اینكه " مرتجعین سیاه مثل حیوان نجس هستند و ملت باید از آنها احتراز كند"، مرادت علما نباشند و الاّ تكلیف ما مشكل می شود و تكلیف تو مشكل می شود . نمی توانی زندگی كنی ؛ ملت نمی گذارد زندگی كنی . نكن این كار را؛ نصحیت مرا بشنو. آقا! 45 سالت است شما؛ 43 سال داری، بس كن، نشنو حرف این و آن را؛ یك قدری تفكر كن، یك قدری تامل كن! یك قدری عواقب امور را ملاحظه بكن! یك قدری عبرت ببر! عبرت از پدرت ببر. آقا! نكن اینطور! بشنو از من؛ بشنو از روحانیین؛ بشنو از علمای مذهب ؛ اینها صلاح ملت را می خواهند؛ اینها صلاح مملكت را می خواهند. مامرتجع هستیم؟ احكام اسلام،ارتجاع است؟ آن هم" ارتجاع سیاه" است؟ تو انقلاب سیاه، انقلاب سفید درست كردی؟! شما انقلاب سفید به پا كردید؟ كدام انقلاب سفید را كردی آقا؟ چرا اینقدر مردم را اغفال می كنید؟ چرا نشر اكاذیب می كنید؟ چرا اغفال می كنی ملت را؟ والله، اسرائیل به درد تو نمی خورد، قرآن به درد تو می خورد.

امروز به من اطلاع دادند كه بعضی از اهل منبر را برده اند در سازمان امنیت و گفته اند شما سه چیز را كار نداشته باشید، دیگر هر چه می خواهید بگویید، یكی شاه را كار نداشته باشید، یكی هم اسرائیل را كار نداشته باشید، یكی هم نگویید دین در خطر است. این سه تا امر را كار نداشته باشید، هر چه می خواهید بگویید. خوب اگر این سه تا امر را ما كنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟! ما هر چه گرفتاری داریم ازاین سه تاست تمام گرفتاری ما.

آقا ، اینها خودشان می گویند، من كه نمی گویم، به هر كه مراجعه می كنی، می گوید: شاه گفته؛ شاه گفته مدرسه فیضیه را خراب كنید ؛ شاه گفته اینها را بكشید... آن مرد كه آمد در مدرسه فیضیه - حالا اسمش را نمی برم، آن وقت كه دستور دادم گوش هایش را ببرند، آن وقت اسمش را می برم[ ابراز احساسات حضار]- آمد در مدرسه فیضیه فرمان داد، سوت كشید ؛ تمام مستقر شدند در یك گوشه ای . گفت: منتظر چه هستید، بریزید تمام حجره ها را غارت كنید، تمام را از بین ببرید . گفت: حمله كن، حمله كردند. از ایشان بپرسی آقا چرا این كار را كردید؟ می گوید: اعلیحضرت فرموده. اینها دشمن اعلیحضرتند. اسرائیل دوست اعلیحضرت است؟ اینها دشمن اعلیحضرت هستند؟ اسرائیل مملكت را به باد می برد، اسرائیل سلطنت را می برد، [ با كمك] عمال اسرائیل.

شاه تحت تأثیر بهایی ها

آقا، یك حقایقی در كار است، من باز سرم دارد درد می گیرد؛ یك حقایقی در كار است . شما آقایان در تقویم دو سال پیش از این یا سه سال پیش از این بهایی ها مراجعه كنید؛ در آنجا می نویسد: تساوی حقوق زن و مرد، رای عبدالبهاء است؛ آقایان از او تبعیت می كنند. آقای شاه هم نفهمیده می رود بالای آنجا، می گوید: تساوی حقوق زن و مرد. آقا! این را به تو تزریق كردند كه بگویند بهایی هستی، كه من بگویم كافر است؛ بیرونت كنند. نكن اینطور، بدبخت! نكن اینطور. تعلیم اجباری عمومی نظامی كردن زن، رأی عبدالبهاء است. آقا تقویمش موجود است، ببینید! شاه ندیده این را ؟ اگر ندیده مؤاخذه كند از آنهایی كه دیده اند و به این بیچاره تزریق كرده اند اینها را بگو. والله، من شنیده ام كه سازمان امنیت در نظر دارد شاه را از نظر مردم بیندازد تا بیرونش كنند و لهذا مطالب را معلوم نیست به او برسانند. مطالب خیلی زیاد است، بیشتر از این معانی است كه شما تصور می كنید. مملكت ما، دین ما، در معرض خطر است؛ شما هی بگویید كه " آقایان! نگویید: دین در معرض خطر است. " ما كه نگفتیم دین در معرض خطر است، در معرض خطر نیست؟! ما اگر نگوییم شاه چطور است، چطور نیست؟ آقا یك كاری بكنید اینطور نباشد. همه چیز را گردن تو دارند می گذارند. بیچاره! نمی دانی آن روزی كه یك صدایی در آمد، یك نفر از اینهایی كه با تو رفیق هستند، رفاقت ندارند. اینها همه رفیق دلارند، اینها دین ندارند؛ اینها وفا ندارند.

ربط بین شاه و اسرائیل

تأثرات ما زیاد است؛ نه این كه امروز عاشوراست و زیاد است، آن هم باید باشد، لكن این چیزی كه برای این ملت دارد پیش می آید، این چیزی كه در شرف تكوین است، از آن تأثرمان زیاد است؛ می ترسیم. ربط ما بین شاه واسرائیل چیست كه سازمان امنیت می گوید: از اسرائیل حرف نزنید، از شاه هم حرف نزنید ؛ این دو تا تناسبشان چیست؟ مگر شاه اسرائیلی است؟ به نظر سازمان امنیت، شاه یهودی است؟ اینطور كه نیست، ایشان می گوید: مسلمانم؛ ایشان كه ادعای اسلام می كند، محكوم به اسلام است، به حَسَب ظواهر شرع. ربط ما بین اسرائیل... این ممكن است سری در كار باشد ؛ ممكن است آن معنایی كه می گویند كه سازمان ها می خواهند آن را از بین ببرند، شاید راست باشد ؛ احتمالش را نمی دهی تو؟ یك علاجی بكن، اگراحتمال می دهی. یك جوری این مطالب را برسانید به این آقا؛ شاید بیدار بشود، شاید روشن بشود یك قدری. اطرافش را گرفته اند، شاید نگذارند این حرف ها به او برسد. ما متأسفیم، خیلی متأسفیم از وضع ایران، از وضع این مملكت خراب، از وضع این هیأت دولت، از وضع این وضعیت ها، از همه اینها متأسفیم .

 

 


ارسال شده در تاریخ : شنبه 14 / 4 / 1390برچسب:, :: 11:12 بعد از ظهر :: توسط : al


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 12 / 4 / 1390برچسب:, :: 5:50 بعد از ظهر :: توسط : al

از عشق و شور و مستی

اشارات عرفانی در شعر امام

امام و دیگر شاعران

مقدمه

چند روزی از پرواز مرغ عرش آشیان ملت ایران امام راحل بیشتر نمی گذشت، شاید سومین روز بود كه روزنامه كیهان غزلی از امام را با مطلع :

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

 چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

به چاپ رساند، شب قبل، این غزل از خبر سراسری پخش شده بود و همه را در بهتی عظیم فرو برده بود. امام و شعر؟

امام و قاطعیت حكم ارتداد سلمان رشدی، امام و پایمردی رهبری یك نهضت اسلامی، امام و مرد پولادین سال های انقلاب و جنگ همه باورپذیر و آشنا بود. ولی اینك آیا همان امام است با چهره پرصلابت سیاسی- مذهبی كه به لطافت یك غزل رخ نموده است؟ اشعار امام كه پس از رحلتش منتشر شد، یكی  دیگر از شگفتی های این شخصیت منحصر به فرد قرن بیستم بود.

 

امامی كه سیاسی ترین رهبر مذهبی دنیا لقب گرفته بود در پس پرده عارفی شیدا و شاعری شوریده بود كه مژده می داد:" غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود." فقه و فلسفه، سیاست و عطوفت و در نهایت عرفان همه یك جا در جان گسترده و چند بعدی امام جا گرفته بود. سخن گفتن از این مرد خدایی كار آسانی نیست خاصه آنگاه كه پای شخصیت چند وجهی او در میان است. ما كه خو گرفته به زندگی های یكنواخت با شخصیت های تك بعدی هستیم چگونه می توانیم از مردی سخن گوییم كه با پشتوانه عظیم معنوی توانست جهانی را به تكان آورد و همچنان كه در زندگی شگفتی آفرید در مرگش نیز شگفتی آفرین شد. به اشعار امام باز گردیم."

او مقصدش شعر و شاعری نبود بلكه شعر نیز جلوه ای از جلوه های روح بلند و متعالی او بود. شعر او نجوای عاشقانه روح هیجان زده و بی تابی است كه در خلوت تنهایی با به كارگیری كلمات راز دل دردمند خویش را با محبوب گفته و با معبود به راز دنیا پرداخته است"(1) آیا شاعری دون شان امام بود؟ آیا اگر امام را شاعری نهانی در نظر آوریم بر وی جفا كرده ایم؟ آیا سرودن شعر از سوی امام كسر شأن مقام علمی- مذهبی و سیاسی ایشان تلقی خواهد شد؟ اگر شاعری را تنها با قافیه اندیشی مترادف بدانیم امام را نمی توان شاعر نامید. ولی اگر شاعر را دارای دل شوریده و جان رهیده از هست ها بدانیم، اگر شاعر را نه قافیه اندیش كه ساغرِ شرابِ طهورِ آسمانی بدانیم كه جرعه جرعه میِ ناب را می نوشد و در جامه شعر به دیگران عرضه می دارد ، باید به راستی امام را شاعری راستین دانست. در این مقام شعر هم خانه عرفان است. هر دو از یك جنس اند و هر دو به سرچشمه های الهام متصل. در این صورت است كه مرز میان عارف و شاعر درهم شكسته می شود. خوشبختانه ادبیات فارسی مشحون از عارفان شاعر مسلك و شاعران عارف و صوفی است. عطار، سنایی، مولوی و بزرگان دیگر این عرصه خود گواهان صادقی بر این مدعایند. آیا كسی می تواند مولوی را شاعر بداند و بنامد بدون آن كه به عرفان سرشار و غنی او توجه كند؟ رابطه امام و شعر نیز از این جنس است و امام را به راستی می توان رهرو اسلاف پاك او دانست. از اینروست كه " تعابیر و اصطلاحاتی كه در آثار حضرت امام آمده همان هاست كه عارفان شاعر و شاعران عارف در اشعار خود آورده اند.عارف واصل معانیی را كه در احوال مشاهده و واردات قلبی یافته و به ذوق حضور آزموده است در قالب الفاظ و به صورت رمز و استعاره بیان می كنند."(2) چه كسی است كه می و شراب و ساقی و ساغر را در اشعار مولوی و حافظ و دیگر شاعران به نام این مرز و بوم به معنی واقعی آن كه مورد نهی شریعت است یكی بداند. "عرفای كامل حقایق را با ذوق و شعور دریافتند و از برای آنچه به مشاهده آن نائل گردیدند تعابیر و اصطلاحاتی وضع كردند و برای آن یافته ها و واردات عباراتی ساختند تا بدان وسیله مستعدان را به فهم آن حقایق و اسرار راهبر شوند."(3) شراب و شاهد و شمع و شبستان، گبر و ترسا و خروش بربط و آواز مستان، خط و خال و قد و بالا و ابرو، عذار و عارض و رخسار و گیسو همه همان اشاراتی است كه عارف شوریده احوال برای بیان حقایق از آنها استفاده برده است.

شمس مغربی در این باره می گوید:

مشو زنهار از آن گفتار در تاب

 برو مقصود از آن گفتار دریاب

مپیچ اندر سرو پای عبارت

اگر بینی ز ارباب اشارت

نظر را نغز كن تا نغز بینی

گذر از پوست كن تا مغز بینی

نگاهی نغز عاریت می گیریم و مدد می جوئیم كه با گذر از پوسته به مغز كلام امام راه یابیم .




 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 9 / 4 / 1390برچسب:, :: 1:16 بعد از ظهر :: توسط : al

زنجیر دل

جز گل ِ روی تو امید به جایی نبود

درد عشق است ، به غیر تو دوایی نبود

بنده ی موی توام دست فشانی نرسد

راهی ِ كوی توام راهنمایی نبود

حلقه ی زلف تو زنجیر ِ دل غمگین است

از دلم جز رخ تو ، حلقه گشایی نبود

صوفی صافی از این میكده بیرون نرود

كه به جز كلبه ی عشاق ، صفایی نبود

عاكف كوی بتان باش كه درمسلك عشق

بوسه بر گونه ی دلدار ، خطایی نبود

خادم پیر مغان باش كه در مذهب عشق

جز بت جام به كف ، حكمروایی نبود

برگرفته از دیوان امام خمینی (ره)

 


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 9 / 4 / 1390برچسب:, :: 1:7 بعد از ظهر :: توسط : al

19/1/1359: پیام به ملت ایران درباره قطع رابطه با امریکا

5/2/1359: پیام به ملت ایران درباره شکست حمله نظامی امریکا در طبس

20/2/1359: انتصاب ایت‌الله خامنه‌‌‌ ای و دکتر چمران به سمت مشاوران امام در شورایعالی دفاع ملی

28/2/1359: استقرار در محله جماران که تا پایان عمر پربرکتشان بدون وقفه ادامه یافت.

23/3/1359: فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی.................



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 9 / 4 / 1390برچسب:, :: 12:40 قبل از ظهر :: توسط : al

31/5/1357: پیام به مردم آبادان درباره فاجعه سینما رکس

18/6/1357: پیام به ملت ایران درباره فاجعه جمعه سیاه (17 شهریور تهران)

27/6/1357: پیام به ملت ایران به مناسبت زلزله طبس و کمک مستقیم مردم به آسیب دیدگان .......



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 9 / 4 / 1390برچسب:, :: 12:34 قبل از ظهر :: توسط : al

روز شمار زندگی امام خمینی

مقدمه:

روزشمار نویسی - برخلاف شیوه نگارش مقاله و کتاب - بصورت مختصر و مستند به بررسی وقایع می پردازد و گرچه تشریحی نیست، سرفصلهای مهم تحقیق را شامل می شود که برای پژوهشگران مسائل جدیدی را مطرح و نمای دیگری را آشکار می کند.

در روزشمار حاضر وقایع - به استثنای چند رخداد - در روز وقوعش عنوان گشته است و وجود فاصله تاریخی میان آنان به علت حذف اتفاقهای تکراری و مشابه یا کم اهمیت است............



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 9 / 4 / 1390برچسب:, :: 12:22 قبل از ظهر :: توسط : al

گزیده ای از رباعیات امام خمینی

 

دل خواب

چشم تو و خورشید جهانتاب كجا؟    یاد رخ دلــــــــدار و دل خواب كجا؟

با این تن خاكى، ملكوتى نشوى      اى دوست تراب و ربّ الاَرباب كجا؟

 




 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : شنبه 7 / 4 / 1390برچسب:, :: 3:9 بعد از ظهر :: توسط : al


ارسال شده در تاریخ : شنبه 7 / 4 / 1390برچسب:, :: 2:35 بعد از ظهر :: توسط : al

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پیوندهای روزانه
نويسندگان
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان امام روح الله و آدرس emamrohalah.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






ورود اعضا:


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 12
بازدید ماه : 63
بازدید کل : 11047
تعداد مطالب : 12
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1


Alternative content